
اخیراً صدا و سیما هر چه بیشتر خود را به عنوان دستگاه تبلیغات بورژوازی نمایان ساخته ، روی آوردن به پخش سریالهای شرقی به صورت پی در پی یکی از سوژه های روز گشته دلیلی و جز تبلیغ یک فرهنگ ارتجاعی در جامعه ندارد چیزی که در تمام این سریالها به چشم دیده و به گوش شنیده می شود این است :
تجار و امپراطوری که همان نمادهای دستگاه حاکمه سرمایه داران امروزه هستند و دارای یک شخصیت انسان دوست به خورد مردم داده می شود ، طبقه حاکمه را یک امر متعارف در اجتماع انسانی به مردم و قشر پایین دست تحمیل می کنند ، راهی جز شکاف طبقاتی و سر فرود آوردن کارگر در مقابل کارفرما ( ارباب )
برای ما باقی نمی گذارد و نه تنها این بلکه پا را از این هم فراتر می گذارند ، مرد سالاری را با نشان دادن زن به صورت مداوم در آشپزخانه به عنوان آشپز خوب ، زن مهربان و همیشه خانه نشین و برده حلقه به گوش مرد ها معرفی می کنند و آنجایی هم که زنان وارد عرصه بازار کار می شوند با نشان دادن یک روحیه ی ضعیف و عاشق صفت و حرکت بر روی همین مسیر در طول زندگی او را به عنوان یک موجود زجر آور تا آخر سریال به بیننده نشان می دهند ، به طوری که همه می گویند ای کاش این زن دستی در کار نداشت تا مشکلات قهرمان مرد سریال حل می شد .
جالب است : قهرمان سازی از طبقه حاکمه + سرکوب زحمتکشان + زن ستیزی
نمونه دیگر این دست برنامه ها بسیار خنده و شاید گریه آور باشد ، روی سخن با برنامه شوک است ، عجب داستان جالبی دارد ، چنان مشکل فرار فرزندان از خانه و اعتیاد را به موسیقی ربط داده اند که انگار نه انگار در این جامعه بیکاری هست که مسبب آن همین نظام موجود است ، گویی هیچ کس نمی داند مافیای مواد مخدر همین حکومتی ها هستند ، مگر می شود مواد مخدر بدون حمایت حکومت با کامیون وارد مرزهای یک کشور شود .
چگونه است که بر کوچکترین چیزها نظارت دارند اما بحث مواد مخدر که می شود همه چیز مسکوت می ماند و معلوم نیست این مسئولین مرزهای مقدس ایران ( به قول خودشان ) چگونه آن را باز گداشته اند تا افیون با تناژ برای مصرف وارد شود .
چنان به موسیقی غربی تعرض می کنند که احتمالاً بچه های خودشان و شاید هم خودشان با این قبیل موسیقی ها بی ارتباط هستند هر چند که در همین سبک ها چه آهنگ هایی که بر علیه اعتیاد ، فقر ، جنگ و شکاف طبقاتی ساخته شده ، در مقابل موسیقی که آن را در ایران تبلیغ می کنند موسیقی سنتی است که نه در مورد امور انسانی بلکه در حالات متوهم ناشی از مصرف زیاد تریاک و انواع مواد مخدر در آسمانها سیر می کنند و شعر می گویند .
خر ، خاک ، خدا را به هم ربط داده و از آسمان هفتم می گویند و ... نمی دانم با این چنین شعر گفتن نیاز به مصرف مواد مخدر هست یا اینکه بیایی مثل یک انسان کره خاکی هر آنچه را که همه می بینند بخوانی .
آخرین نوع آن دیگر اعتراف به ترس آنهاست ، اخیراً بد جوری به تبلیغات منفی علیه کمونیسم قفل کرده اند ، ظاهراً از جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی مردم در همه عرصه های مبارزه از کارگری گرفته تا زنان و علیه جنگ بد جور لرز به تنشان افتاده ، تا همین چند سال پیش سینما 1 فیلمهای هالیوودی را که مرتبط به کمونیسم بود از جمله متولد 4 ژوئن را پخش می کرد ، ظاهراَ آن موقع جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی را جدی نگرفته بودند و یا ضربه خوردن از آن را احساس نکرده بودند ولی امروز ورق برگشته و بر عکس چند سال پیش و کاملاً هدف دار هر گونه فیلمی را که علیه کمونیسم باشد را پخش می کنند بدون اینکه باور کنند که جنبش ما نه جنبش ترور بلکه جنبش نیروهای انسانگراست ، ما نوع انسانیت را بر جامعه حاکم خواهیم کرد و من زنده ام تا روزی که آهنگ تغییر برای یک جامعه انسانی در سینه ام می کوبد.
زنده باد خلاف جریان
نوشته شده توسط مهرزاد بیانی

