پس از نقد به سبک هنری شاهین نجفی رسیدیم به نقد بر کمپین100000 امضا که گویا شاهین نجفی و گروه هنری تپش 2012 از برگزار کنندگان این کمپین هستند ، کمپینی که حول یک کار هنری می چرخد و کار خود را یک کار سیاسی و اجتماعی می خواند ، اما مسئله بر سر کار آنها و اینکه آزاد هستند این کار را انجام دهند یا ندهند نیست ، مسئله این است که خواستگاه این هنر به قول خودشان اعتراضی در کجای خواستگاههای انسانی قرار دارد که در زیر با بیان تک تک خواست ها و نوع عملکرد حتی به مقاله ی قبلی در این خصوص هم صحه می گذاریم .
پانزدهم آگوست تا پانزدهم نوامبر 2008
خب ببینیم چه مدالهای افتخاری با عنوان معرفی گروه به گردن خود می آویزند
اشاره می کنند که جایزه موسیقی را در جشنواره های سرمایه داری یعنی همان نظامی که به اسم حقوق بشر و دموکراسی ، جنگ ، فقر ، اعتیاد و زن ستیزی را در طول تاریخ خود به مردم زحممتکش دنیا که عراق و ایران نمونه بارز و بیخ گوش ماست تحمیل می کند را برده ایم و باز هم اشاره می کنند که برای حقوق بشر در ایران فعالیت می کنیم یعنی اگر فردا روز همین حقوق بشری ها گفتند که تنها راه رسیدن مردم به حقوقشان بمب اتم است این گروه هم از آنجایی که حقوق بشری است همین را تکرار می کند ( مانند بمباران شیمیایی مردم ایران در جنگ حاکمین عراق و ایران ) ، همانطور که کوروش کبیر هم آزادی را طبق سنت نظام طبقاتی با جنگ هدیه می داد امروز هم با جنگ و تحریم این آئیین کهن بربریت را زنده نگه داشته اند ، البته این گروه با موسیقی ، ویدئو و کنسرت برای آنها تبلیغ می کند که بگویید مردم ببینید اینها آدمهای خوبی هستند ، شاید منظور جرج بوش طلایه دار دموکراسی و حقوق بشر باشد ، شاید نمونه ای از آهنگران و کویتی پور در ایران
هدف اصلی از برگزاری کمپین
جمع آوری امضا و تحویل آن به پارلمان اروپا و جلب توجه مطبوعات و رسانه های بین المللی به شرایط حاکم در ایران و نارضایتی های مردم ایران
گویا این دوستان در توهم این هستند که جمع آوری امضا و تحویل آن به پارلمان اروپا یعنی پارلمانی که دست در دست حکومت ایران سعی بر سر پا نگه داشتن نظام سرمایه داری در تمام دنیا دارند می تواند شرایط را عوض کند ، دیگر کیست که در ایران نداند دست این رژیم با دولتهای غربی در یک کاسه است ، اینها اگر کمکی به رژیم در سر پا نگه داشتن خود و سرکوب مبارزات مردمی نکنند ما کلاهمان را به هوا می اندازیم ، تکلیف این رژیم را ما در داخل و بدون دخالت کشورهای خارجی روشن می کنیم ، اشاره شده به نا رضایتی مردم ایران بر وضع حاکم ، نارضایتی ما از نظام طبقاتی است که فقر را گسترش می دهد ، نارضایتی ما بر فشارهای دولتهای غربی برای تهدید به جنگ و خانمان سوزی مردم توسط آنها و رژیم حاکم بر ایران است ، آتش جنگ را هم حاکمان ایران و هم غرب دامن می زنند و این سنت نظام سرمایه داری بوده و هست ، تاریخ آن را ثابت می کند و در نهایت به نفع سرمایه داری و به ضرر طبقه کارگر به پایان می رسد .
شما چه چیزی را امضا می کنید ؟
البته ما که به هیچ عنوان امضا نمی کنیم ، ولی محض تجربه می گوییم شما که 100000 امضا جمع میکنید نگاهی کنید به گذشته محتوم کمپین یک میلیون امضا آن هم در ایران .
شما در آلمان شعار نه به جمهوری اسلامی را بالا می برید ما شعار نه به کلیت نظام سرمایه داری در هر قالب آن را ، می گویید نه به نا برابری زن و مرد ، دقیقاً مسئله همین جاست شعار ما برابری انسانهای جامعه ای برابر فارق از نژاد ، جنسیتی ، فرهنگی و اقتصادی است در جامعه ای که نه تنها زن ها بلکه مردها هم از هیچ حقوقی برخوردار نیستند ، خواست جنبش آزادی برابری زنان نه در برابری حقوق آنها با مردهای این جامعه بلکه خواست رهایی کل جامعه از هر گونه تبعیض نژادی ، جنسیتی ، اجتماعی و اقتصادی است .
با دست آویز شدن به کنوانسیون های توافقی بین دولتها می گویید نه به اعدام و شکنجه ولی علاوه بر اعتراف به نظم و حفظ نظام سرمایه داری ظاهراً با عنوانی در همین کنوانسیون ها به اسم نسبیت فرهنگی مواجه هم نشده اید و گویا نمی دانید فرهنگ حاکم بر نظام طبقاتی نه بر جهان شمول بودن حقوق انسان بلکه به نسبت نوع استثمار آنها بستگی دارد و به هر دولتی اجازه می دهد با مردم تحت حاکمیت خود طبق فرهنگ عقب مانده همان جا برخورد کنند ، حتی اگر فرهنگ اعدام ، زن ستیزی و کودک آزاری باشد و بر طبق همین مفاد که نوشته و تنظیم شده ی همین هاست به سرکوبی اقلیت ها ، دانشجویان ، و کارگران اعتراض می کنید و این در حالی است که همین دولتهای حقوق بشری در شرایطی که لازم باشد با همین نوع سرکوب در مقابل اعتراضات مردمی می ایستند ، تاریخ سرکوب اعتراض سیاهان بر علیه تبعیض نژادی در امریکا و سرکوب دانشجویان در می 67 را فراموش نخواهد کرد ، گویا دموکراسی را راه فرار از این وضع می بینند ، اما مگر همین دموکراسی در عراق جایی که اسلام سیاسی در آن به نسبت ایران از چندان قدرتی هم بر خوردار نیست حکومت نمی کند مگر حاکمیت دموکراسی نیست که که کل جامعه را به هر طریقی که بتواند استثمار می کند .
همزیستزی مسالمت آمیز!
آه چه واژه ی زیبایی ، یعنی بنشینیم در خانه و مسالمت آمیز عمل کنیم ؟ سرمایه داری بچه خوبی است و حق کارگر را تمام و کمال پرداخت خواهد کرد ؟ سرمایه داری متضمن رفاه مردم خواهد بود ؟ اگر این طور است که رژیم سرمایه ی اسلامی باید سالها پیش از جا کنده می شد ، اگر مسالمتی در نظام طبقاتی بتواند حاکم باشد دیگر این دولتها چه نیازی به این همه ارتش و پلیس ضد شورش دارند ، پایبندی به قانون را پیشنهاد می کنید ، پس با این حساب مردم باید در خانه بنشینند و اعتراض نکنند چون این جا قانون توحش سرمایه بوده و هست .
حاکمان اسلامی ایران را به دلیل افزایش احتمال جنگ نا لایق می نامند ، ظاهراً اگر در مقابل امریکا و غرب قد علم نکنند ، لایق می شوند و ظاهراً خاطره بمباران شیمیایی و اتمی مردم توسط همین ها را فراموش کرده اید ، اگر به هر طریقی خطر جنگ زبانه نکشد و امریکا حریفی در میدان برای خود نبیند از نظر اینها مردم به حکومت مورد علاقه شان می رسند ولی بدانید خواست تنها جنبش زنده در ایران یعنی آزادی خواهی و برابری طلبی همانگونه که از اسمش پیداست چیزی فراتر از نظام سرمایه داری و مقابله با کلیت آن است حال چه از نوع اسلامی و یا حقوق بشری اش ، ما تا روز لغو کار مزدی دست از انقلابی گری نخواهیم کشید و شما هم شاهد آن هستید و از ترس همین شرایط است که می خواهید با رفرم و دموکراسی سد جدیدی در مقابل آن ایجاد کنید .
فعالین حقوق بشر اینجا در گوشه کافه ها مرده اند و تنها آلترناتیو نجات را انقلابی ها می دهند . اینجا سازمان ملل و تمام دستگاه نظام سرمایه رنگ و بویی ندارد ، اینجا نوید دموکراسی خواهی هم مرده و پرچم آزادی خواهی و برابری طلبی بر وسط یک منطقه سرخ کوبیده شده .
ظاهراً به گفته خودشان این گروه نمی خواهد در مقابل آنچه که در ایران می گذرد ساکت نشسته و یا تماشاچی باشد ، البته که این مشخص است ، در زمان انقلاب 57 هم نتوانستید و با رنگ و بوی اسلامی باز هم وارد میدان شدید ، بعد از انقلاب کمونیستی 1917 هم تاب نیاوردید و به هر طریقی که توانستید مقابله کردید ولی ما باز تولید این نظام هستیم و تا زمانی که سرمایه داری هست فریاد کمونیسم و رهایی بشریت از تحجر توسط نیروهای این جنبش به گوش خواهد رسید و ما سر سوزنی کوتاه نخواهیم آمد .
ما کلیت سرمایه داری ایران را در زمین خودش به مصاف می طلبیم نه فقط نوعی از رژیم آن را و آن هم در نقطه ای دور دست و امن در مقابل این نظام .
سخن آخر
"" سینمای نو نشان می دهد که خشونت ، رفتاری طبیعی در قبال فقر و گرسنگی است ، خشونتی سازنده و انقلابی ، استعمار گر فقط زمانی متوجه کار خود می شود که با هراس و ترس ، هویت فرهنگی را که نابود کرده از نزدیک لمس کند ""
"" ما می دانیم این گرسنگی با اصلاحاتی جزئی فروکش نخواهد کرد و غده های چرکینش پنهان نخواهد ماند بلکه با زرورق تکنی کالر فزونی خواهد یافت ""
گلوبر روشا
در پایان تمامی هنرمندان انقلابی و نیروهای انقلابی را به مقابله با این حرکت غیر انسانی و مورد حمایت غرب که تصمیم به کوتاه کردن دست مردم از سرنوشت خودشان و نفی روحیه ی انقلابی گری را دارد فرا می خوانم .
رفقا ! هنر مندان انقلابی !
در مقابل این حرکت غریبه با جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی و تمامی امور انسانی سکوت پیشه نکنید ، رفقای ما در امریکای لاتین در مقابل حکومت سرمایه جان دادند ، چون انقلاب ما را ، شما را و آنها را فرا می خواند ، سکوت در مقابل هنر راست گرا سنت و فرهنگ ما نیست .
زنده باد آزادی ، زنده باد برابری
با درود های انسانی
عابد رضایی

