تبليغاتX
نشریه ی خلاف جریان (هنر انقلابی) - جنبش هیپی جنبش صلح








برای سفارش تبلیغات در اینجا کلیک کنید
قسمت ۱

هروئین ‌ ال اس دی ایدئولوژی و عرفان شرقی سه موضوع مهم دهه ی هفتاد است.کشش به مصرف مواد مخدر تبدیل به یک مد روشنفکرانه شده بود گروههای ضد اجتماع جوانان حس خود را نسبت به تمدن جدید غرب با گریز از آن نشان می دادند.برهنگی و روی آوردن به آزادی جنسی و  مصرف مواد مخدر و تبدیل شدن آن به یک فرهنگ و مزمزه کردن ایدئولوژی هایی مانند مائوئیسم و چپ اروپایی و مارکسیسم سویه هایی است که جنبش جوانان را در دهه ی شصت شکل می داد. از یک سو شعار علیه ماندارن ها ( طبقه ی روشنفکران نو کیسه ی فرانسه ) در انقلاب ۱۹۶۸ پاریس شکل می گرفت و از سوی دیگر راک در کنار ایدئولوژی و مواد مخدر نشست. باآغاز جنبش اجتماعی آمریکا برای حقوق مدنی و جنبش ضد جنگ ویتنام رنگ و بوی ایدئولوژی چپ با تعریف اروپایی اش به نوعی جنبش صلح بدل شد. پایان دهه ی شصت سالهایی بود که جنبش هیپی ها با تعریفی اعتراضی علیه نظام جدید سرمایه داری چشمها را متوجه تبت هند و چین کرده بود و گمان می شد که در آنجا جایی برای رهایی از موج مدرنیسم و جنگ وجود دارد ...


قسمت ۲

* مقدمه : يكي از مشخصات تحولات اجتماعي و سياسي در هر جامعه اي به چالش كشيده شدن برخي از نرم ها و سنت هاي موجود در جامعه توسط نسل جوان و پيشرو و روشنفكر آن جامعه است كه مورد حفاظت قشر سنتي و محافظه كار قرار دارد. اين قشر براي محافظت از سنت ها و نرم هاي زندگي اجتماعي كه به آن خو كرده است و در حقيقت حافظ منافع آنها نيز هست دست به مقاومت زده و عليه به چالش كشيدن اين سنت ها و نرم هااز طرف نسل جوان و رو به رشد جامعه به مبارزه اي به غايت ارتجاعي دست مي زنند.اگر سنت ها و نرم هاي ارتجاعي و دست و پا گير در يك جامعه به طور مرتب از طرف نسل جوان و آگاه و روشنفكر آن به چالش كشيده نشوند جامعه شادابي خود را از دست داده و دچار رخوت و سستي مي گردد. از اين زاويه جنبش و حركت هیپی ها كه از آمريكا آغاز شد و به اروپا و ساير نقاط جهان نيز كم و بيش كشيده شد از اين نوع به چالش كشيدن شده نرم ها و سنت هاي ارتجاعي و دست و پاگير جامعه بود.

 

                                                 ***

 

در اواسط سال 1966 در سانفرانسيسكو حركت و جنبشي آغاز گرديد كه نه تنها آمريكا بلكه بقيه ي جهان را نيز تحت تاثير خودش قرار داد. جنبش هیپی ها كه در آغاز از دل بخشي از جنبش دانشجويي ضد جنگ و براي صلح به وجود آمده بود اگرچه تا مدتي با جنبش دانشجويي از طريق طرح مطالبات مشترك همكاري و همگامي داشت ولي خود به عنوان يك جنبش مستقل عمل مي كرد.نگاهي به فلسفه و ديدگاه ها و نظرگاه هاي جنبش هیپی ها نشان مي دهد كه اين جنبش را مي توان در رديف جنبش هاي آرمانخواه با گرايشات هومانيستي قوي و بيشتر يك جنبش فرهنگي دانست. جنبش هیپی ها در كليت خود جنبشي براي قدرت سياسي نبود بلكه جنبشي عليه قدرت سياسي بود. هواداري از اين جنبش اكثريت جوانان آمريكايي را در برمي گرفت. اين جنبش علنا نشان مي داد كه آرزوها و اميال آنها چيزي برخلاف اميال و آرزوهاي موجود است كه بر جامعه ي آمريكا حاكم مي باشد. اميال و آرزوهايي كه از طريق هيئت حاكمه ي وقت آمريكا از طريق جنگ ويتنام تبليغ و توجيه مي شد...

هیپی


قسمت ۳

جنبش هیپی مركز خود را در محله ي هايت اشبوري در سانفرانسيسكو پيدا كرد.  در سال 1965 ده ها هزارهیپی  به سمت محله ي هايت اشبوري در سانفرانسيسكو و محله اي در شرق  نيويورك  كه به شدت تحت تاثير ادبيات نسل  بيت از طريق آلن گينزبرگ و جك كرواک از پيشگامان اين جنبش قرار داشتند سرازير شدند. سرازير شدن جوانان از سراسر آمريكا به هايت اشبوري با ميني بوس ها و ماشين هاي نقاشي شده و موتورسيكلت ها به صورت مجاني و يا با پاي پياده صورت مي گرفت. آنها با خودشان بوي پات چولي ( برگ سبزي كه از آن عطر يا مايع خوشبو تهيه مي شود ) و مشك و موسيقي راك را به خانه هاي قديمي اين محله آوردند كه حالا تبديل به خانه هاي دسته جمعي شده بود.  

 

 در سال 1966 بين 30 تا 50 هزار هیپی در سانفرانسيسكو حدس زده مي شد. از اين تعداد تقريبا 15 هزار نفر در محله ي شرق نيويورك زندگي مي كردند. اين تعداد در سال 1967 به بالاتر از 500000 نفر رسيد. حدود 8% هيپي هاي سانفرانسيسكو از طبقات بالاي جامعه بودند 17% از طبقات كمي پايين تر از متوسط 18% زير طبقه ي متوسط و 8% پايين ترين طبقات اجتماعي. 14% هیپی ها سياه پوست بودند كه تقريبا نصف اين در صد را زنان و دختران سياه پوست تشكيل مي دادند.

هیپی


 

قسمت ۴

 

از آنجایی که خیلی از جوانان هیپی از دیگر نقاط آمریکا به هایت اشبوری آمده بودند ضرورت داشت که برای محل زندگی و خورد و خوراک و دیگر احتاجات آنها فکری شود. مسئولیت و ابتکار این کار را یک گروه هیپی به عهده گرفت که خودشان را "دي گر" مي ناميدند. اين نام برگرفته از گروه آنارشيستي * بود كه در قرن ۱۷ ميلادي در انگلستان در مراكز روستايي زمين هاي باير را تصاحب كرده و شروع به ساختن آنها مي كردند. شعار انها اين بود: زمين به كساني تعلق دارد كه به آن احتياج دارند. گروه هيپي هاي دي گر غذاي روزانه ي مجاني را سازماندهي كردند. آنها بعدا مزارعي را براي توليد مواد غذايي به وجود آوردند و كمون هاي توليد مواد غذايي را تشكيل دادند و با اين كار اين فلسفه را ترويج مي كردند كه: اين جنبش بايد خودكفا باشد. علاوه بر اين آنها زندگي اجتماعي را در هايت اشبوري از طريق راه اندازي جشن ها و نمايش هاي خياباني سرگرم كننده سازماندهي مي كردند. گروه هيپي دي گر يك فروشگاه هم راه اندازي كرد كه همه ي اجناس آن مجاني در اختيار هيپي ها قرار مي گرفت.به زودي در نيويورك و ديگر شهرهاي آمريكا فروشگاههاي مجاني به وجود آمد. اولين فروشگاه دي گر در اروپا در آمستردام توسط "پرنس هندريك كاد" باز شد و ديگر موسسات از قبيل كلينيك مجاني نيز در هايدلبرگ آلمان راه اندازي شدند. "پيتر برگ" از موسسان گروه دي گر بر اين باور بود كه انسان بايد آزاد زندگي كند و به اندازه ي احتياجاتش توليد نمايد.

هیپی

 * آنارشیسم نظریه ی سیاسی است که اصل قدرت سیاسی را رد کرده و تاکید می کند که نظم اجتماعی بدون چنین قدرتی ممکن و مطلوب است. آنارشیسم عناصر اصلی دولت مدرن را مورد انتقاد قرار داده و ضرورت وجودی شان را انکار می کند. آنارشیسم طرفدار جامعه ی طبیعی است جامعه ی طبیعی جامعه ای است که نظم آن از طریق فعالیت افراد و گروه هایی که به طور داوطلبانه تشکیل می شوند برقرار می گردد.  ـ تاريخ عقايد سياسي


قسمت ۵

در پایان سال ۱۹۶۷ جنبش هیپی ها به شکلی دچار رخوت می گردد. این رخوت و عدم تحرک به خاطر تبلیغات سازمان یافته ی شبکه ی مطبوعاتی و رسانه ای آمریکا علیه هیپی ها است که طی آن هیپی شدن و بودن را خطزناک دانسته و مردم را علیه آنها به شدت تحریک می کنند. پلیس ها تاکسی رانان و جنایت کاران و خلاف کاران اجتماعی به شکار هیپی ها می پردازند. دختران و زنان هیپی مورد تجاوز قرار گرفته و گاها به شکل وحشیانه ای به قتل می رسند. وسائل ارتباط جمعی با خوشحالی بسیار از وضعیت به وجود آمده پایان کار هیپی ها را اعلام و تبلیغ می کنند. ولی عمر این زمستان کوتاه است در ۱۸/۲/۱۹۶۸ هیپی ها در محله ی هایت اشبوری اولین جنگ یا زدو خورد خیابانی خود را با پلیس های ویژه ی شورش آغاز می کنند. در اروپا در کشورهایی مانند آلمان و فرانسه هیپی ها با نام های " هیپیس گام لر " و " هوچاس په " در زوریخ و " پرووس " در آمستردام خیلی پیش از اینها رادیکال شده بودند ...


قسمت ۶

در ۱۹۶۷ گروهی از هیپی ها به نام " یپ " تشکیل می شود. تشکیل این گروه مورد حمایت هنرمندان و  موسیقی دانان و نویسندگان مانند آلنگینزبرگ ، آرلو گوتری ، آبی هوفمن ، جری روبین ، تیموتی لی و خیلی های دیگر قرار می گیرد. در ۱۹۶۸/۳/۲۱ جری روبین در صدای دهکده نوشت : " انقلاب همیشه هست ما فقط باید آن را ببینیم و تجربه کنیم ". ازگروه "یپ"  " یپیس" ها ناشی شدند ، اما چیزی که در رابطه با گروه "یپ" مشخص بود این بود که "یپ" یک حزب سیاسی نبود در این گروه هر کس برای خودش رهبر محسوب می شد و هیچکس کارمند سیاسی - تشکیلاتی محسوب نمی شد. جری روبین می نویسد : " چپ ها شعار می دهند کار برای همه ، ما شعار می دهیم بیکاری برای همه ".

"یپیس" در حقیقت حاصل تلاش دو گرایش موجود در جنبش هیپی ها بود که طزفداران سیاستمنطقی را با طرفداران گرایش هنری - فرهنگی به هم مرتبط می ساخت . جری روبین این مسئله را این طور بیان می کند : "هیپی ها در ما علاقه به سیاست را می بینند و مت علاقه به سیاست رادر هیپی ها. گردهمایی شجره ی هیپی ها در تابستان ۱۹۶۷ در حقیقت یک تلاش برای مرتبط ساختن هیپی های سانفرانسیسکو با فعالین سیاسی دانشجویی دانشگاه برکلی بود. ولی چیزی که در این گردهمایی به نمایش گذاشته شد وزنه ی سنگین گرایش فرهنگی بود. " 


موضوع : نقد نامه |


برداشت هرگونه مطلب با ذكر منبع مجاز مي باشد! ويرايش قالب بوسيله خلاف جريان